سناریوهای احتمالی خشکسالی در ایران

photo_2018-02-10_08-...

سال بد

اگر سیاستگذار فکری نکند خشکسالی با ایران چه خواهد کرد؟

  فاطمه شیرزادی: «اهورامزدا این سرزمین را از دشمن، از سال بد و از دروغ پاس دارد.» این سخنان نیایش‌گونه داریوش اول از مشهورترین جملاتی است که از کتیبه‌های هخامنشی میان مردم ایران زمین شناخته شده است. گفته می‌شود منظور از «سال بد» در این جمله «خشکسالی» و «سال بی‌باران» است؛ چیزی که هراس ایرانیان از آن قدمتی به درازای تاریخ دارد. از دیرباز خشکسالی، سال بی‌باران یا سال بد برای مردم ایران چنان هراسناک بوده که برای گریز از آن دست دعا به سوی آسمان بلند کرده‌اند، اما گویا حالا «سال بد» فرارسیده است. پاییز سال جاری با کمترین بارش‌ها سپری شده و اکنون در حالی به نیمه زمستان نزدیک می‌شویم که زمین سفیدپوش از برف در حال پیوستن به خاطره‌های مردمان بسیاری مناطق ایران است. ارتفاع کل ریزش‌های آسمانی از اول مهرماه تا سی‌ام دی‌ماه سال جاری نسبت به میانگین بلندمدت ۶۰ درصد کاهش یافته، ۵۹ درصد مخازن سدهای کشور خالی است و کمبود بارش‌ها در ماه‌های اخیر وضعیتی ایجاد کرده که در ۴۷ سال اخیر بی‌سابقه است. بر اساس آخرین آمارهای ثبت‌شده در ایستگاه‌های باران‌سنجی، میزان بارش‌های کشور در چهار ماه اول سال آبی جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۶ /۳۲ درصد کاهش داشته است. اما علت این خشکسالی چیست و چه باید کرد؟ حسن لشگری، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، گفته است: «باید بپذیریم که در هم‌جواری کمربند خشک دنیا قرار گرفته‌ایم. این کمربند خشک به وسیله سامانه‌های پرفشاری احاطه شده که در عرض‌های جغرافیایی نزدیک کشور ایران شکل می‌گیرند، از این‌رو باید تمام فعالیت‌های مرتبط با منابع آبی در کشور را با همین مقدار بارش به انجام برسانیم. میزان بارش ممکن است در ترسالی‌ها قدری بیشتر و در خشکسالی‌ها قدری کمتر شود و در کل ما یک کشور پرباران نیستیم و نخواهیم شد. اگر این واقعیت را تمام مسوولان کشور بپذیرند در این صورت باید تمام برنامه‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت را بر پایه همین بارش طرح‌ریزی و اجرا کنند.» آن‌طور که ایسنا نوشته، او گفته است: «در صورت تداوم این شرایط، امسال یکی از خشکسالی‌های شدید تاریخ کشور اتفاق خواهد افتاد و باید از هم‌اکنون برای مدیریت آب کشور فکری کرد.» اما ضرورت مدیریت آب کشور موضوع چندان تازه‌ای نیست هرچند اهمیت آن امروز و امسال با خشکسالی که دچارش شده‌ایم صدچندان شده باشد. مدیریت مصرف آب نیز مانند هراس از خشکسالی قدمتی تاریخی دارد. ایرانیان با ابداع کاریز از دیرباز مصرف خود را با منابع آب موجود در سرزمین اجدادی خود وفق داده بودند. افزایش جمعیت، دستیابی به تجهیزات حفر چاه‌های عمیق و دانش سدسازی اما معادله مصرف آب را در ایران به هم ریخت و ما را که کشوری کم‌آب بودیم و هستیم، به مصرف‌کننده‌ای تبدیل کرد که گویی بر سرچشمه‌های پایان‌ناپذیر آب تکیه زده است. هشدارهای مکرر کارشناسان درباره ضرورت اصلاح مصرف آب راه به جایی نبرد و خشکسالی‌های مکرر در کنار مصرف ولنگارانه آب، سطح آب سفره‌های زیرزمینی را به حدی کاهش داد که زمین زیر پای بسیاری مناطق کشور را خالی کرد. حتی در این شرایط هم هنوز تغییر رویکرد اساسی در مصرف آب رخ نداده است. از زمانی که داریوش اول برای رفع سایه شوم خشکسالی از سر این سرزمین دعا می‌کرد بیش از ۲۵۰۰ سال می‌گذرد، اما به همان سیاق، امروز هم برخی مسوولان و مردم چاره کار را تنها در دعا برای آمدن باران می‌جویند غافل از اینکه اگر اندک فرصت‌های باقی‌مانده برای اصلاح اساسی مصرف آب نیز مانند فرصت‌های قبلی از دست برود، خشکسالی که همین امروز هم چهره هول‌انگیزش در بسیاری مناطق کشور در حال آشکار شدن است، در صورتی که با تغییر سریع رویکرد مسوولان و مردم مدیریت نشود، چه تبعات زیستی، اقتصادی و اجتماعی برای ایران زمین به دنبال خواهد آورد؟

قربانی اول

با وجود همه نگرانی‌هایی که برای تامین آب شرب کلانشهرها وجود دارد، اولین قربانیان کمبود بارندگی و کمبود منابع آبی نه مردم شهرها هستند، نه صنعتگرانی که آب را به مصرف تولیدشان می‌رسانند و پساب صنعتی بر جای می‌گذارند و نه حتی روستانشینان و عشایری که برای امرار معاش خود محتاج‌ترین آدم‌ها به آب هستند. اولین قربانی کمبود آب در این سرزمین محیط زیست است. در سخت‌ترین شرایط کم‌آبی نیز انسان‌ها با تجهیزات مختلف آب را -تا جایی که هنوز تمام نشده- از زیر سنگ‌ها بیرون می‌کشند و به خانه‌ها، کارگاه‌ها، مزارع و دام‌های خود می‌رسانند. این حیات وحش بی‌دفاع است که با نابودی چشمه‌ها، رودخانه‌ها و تالاب‌ها هر روز بخش‌های بیشتری از زیستگاه خود را از دست می‌دهد و رو به انقراض می‌گذارد. همین حالا هم به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان، طی چهار دهه گذشته ۸۰ درصد جانوران کشور از بین رفته‌اند. گونه‌های گیاهی نیز با کاهش منابع آب رو به نابودی می‌گذارند و در یک تاثیر و تاثر مضاعف در پی کمبود آب و فقر گیاهی گردوغبار شدت می‌یابد و بر اثر گردوغبار پوشش گیاهی هر روز فقیرتر می‌شود. رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و تالاب‌ها نیز یکی پس از دیگری کم‌آب و خشک می‌شوند. سطح سفره‌های آب زیرزمینی به‌شدت کم می‌شود و زمین به جای چشمه و رودخانه بستر فروچاله‌ها خواهد شد.

هراس اقتصاد از بی‌آبی

اما بحران آب در حوزه اقتصاد چگونه روی ترس‌آور خود را نشان خواهد داد؟ آیا ممکن است سه شاخص اصلی اقتصاد کلان یعنی نرخ رشد، تورم و بیکاری از تنش آبی متاثر شوند؟ بی‌آبی با کسب‌وکار و سفره خانوار چه خواهد کرد؟ مهدی برکچیان، اقتصاددان، در شماره ۲۵۵ تجارت فردا وقتی می‌خواهد وضعیت نرخ رشد اقتصادی کشور در سال‌های آتی را به تصویر بکشد به نرخ تشکیل سرمایه و نقش چشمگیر سرمایه‌گذاری در رشد اقتصادی اشاره می‌کند. او تاکید می‌کند: «گلوگاه نرخ رشد سرمایه‌گذاری است.» بدون شک کشوری که دچار تنش آبی می‌شود و بر اثر پیامدهای اجتماعی و حتی سیاسی ناشی از این تنش، چهره خوشایندی نزد دیگر کشورها نداشته باشد، به سختی می‌تواند نظر سرمایه‌گذارهای خارجی را جلب کند. کشوری با رودخانه‌های خشک‌شده، آب‌های شور، سفره‌های زیرزمینی نابودشده و روستاها و مزارع رهاشده قطعاً محل جذابی برای سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی نخواهد بود.

اما در میان بخش‌های مختلف اقتصادی، بخش کشاورزی آسیب‌پذیرترین بخش از بحران آب به نظر می‌رسد. بخشی که شاید خیلی زود بحران آب به آن سرایت کند. ممنوعیت کشت برنج در مناطقی غیر از شمال کشور طی سال‌های اخیر تنها یک نمونه از اولین عوارض کم‌آبی برای بخش کشاورزی کشور بوده و ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های بیشتر برای کشاورزی از اولین راهکارهای مواجهه با خشکسالی است. اما متوسط سهم ارزش ‌افزوده بخش کشاورزی از محصول ناخالص داخلی کشور به قیمت‌های جاری و طبق محاسبه مرکز آمار ایران، طی سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ به طور متوسط ۳ /۱۰ درصد بوده است. نکته قابل توجه روند صعودی این بخش است که از ۸ /۸ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۱ /۱۳ درصد در سال ۱۳۹۵ افزایش یافته است. احتمالاً متزلزل شدن چنین تکیه‌گاهی برای رشد اقتصادی کشور در سال‌های آتی در شرایطی که سیاستگذار تدبیری نیندیشیده باشد، می‌تواند آینده ناخوشایندی برای اقتصاد رقم بزند.

اما بحران آب چگونه ممکن است به تورم سرایت کند؟ دو سال پیش عیسی کلانتری در گفت‌وگو با شهروند اذعان کرد: «با منابع آبی موجود و در صورت استفاده از مدرن‌ترین تکنولوژی‌های صنعتی و در صورت فرض محال رسیدن به بهره‌وری ۵ /۱ درصد تا سال ۱۴۰۴ تنها می‌توانیم برای ۳۳ میلیون نفر غذا تولید کنیم. این در شرایطی است که بهره‌وری ما در حال حاضر تنها ۲ /۰ درصد است.» احتمالاً توان تولید غذا برای ۳۳ میلیون نفر در بازاری که هم‌اکنون بیش از ۸۰ میلیون نفر مشتری دارد به منزله رشد قیمت این محصولات است و تنها با اتکا به واردات می‌توان تقاضاهای بی‌پاسخ بازار را پوشش داد. با توجه به تجربه اقتصاد ایران که معمولاً نرخ ارز و تعرفه‌ها اجازه نمی‌دهند محصولات خارجی با نرخ‌های پایین‌تری نسبت به محصولات داخلی در بازار داخلی به فروش برسند، بنابراین ممکن است هزینه‌های خوراکی‌ها افزایش یابد. در محاسبه‌های بانک مرکزی از تورم ۱۲ گروه محاسبه می‌شوند که بیشترین ضریب اهمیت پس از «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها» با ۳۲ درصد، گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» با ۲۷ درصد ضریب اهمیت است. چنین ضریب اهمیتی در تورم پیام نگران‌کننده‌ای دارد که بحران آب به‌راحتی می‌تواند به تورم و سپس سفره خانوار سرایت کند. هفته گذشته نیروگاه برق‌آبی سد دز به دلیل کاهش حجم مخزن آب و لزوم ذخیره‌سازی بعد از ۵۲ سال خاموش شد. اتفاقی که نشان می‌دهد احتمالاً به دلیل کاهش تولید در این بخش نیز در سال‌های آتی هزینه تامین نیازهای آبی و برقی مردم افزایش می‌یابد و هزینه‌های خانوار به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

در حوزه بازار کار نیز گذشته از اتفاق‌هایی که پس از وخیم شدن بحران آب، در نیروگاه‌ها و برخی صنایع رخ خواهد داد، فقط در بخش کشاورزی ممکن است امنیت شغلی ۵ /۴ میلیون شاغل به خطر بیفتد. سهم این گروه از کل شاغلان کشور در آخرین کارنامه سالانه ۲۰ درصد گزارش شده است. البته بخش کشاورزی پیش از این نیز سهم خود را طی سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵ به میزان هفت درصد در بازار کار از دست داده است و به نظر می‌رسد با بروز آثار بیشتر خشکسالی در بخش کشاورزی این سهم کمتر هم شود. شاید این عواقب مشخص‌ترین عارضه‌های بی‌آبی برای اقتصادی باشد که به گفته کارشناسان از خشکسالی مدیریتی نیز رنج می‌برد.

اجتماع بی‌آب

«نزاع و درگیری بر سر آب در یکی از روستاهای شهرستان مرزی سردشت یک کشته و سه زخمی بر جای گذاشت.» «خشکسالی و کمبود آب در برخی مناطق ایران حالا کار را به جایی رسانده که برای دومین‌ بار طی یک ماه گذشته درگیری‌های خونین بر سر آب رخ داده است. چندی پیش اهالی بلداجی در استان چهارمحال و بختیاری بر سر انتقال آب به سفیددشت با پلیس درگیر شدند که علاوه بر یک کشته، ۱۰۸ زخمی بر جای گذاشت. هفته گذشته هم دو روستا در شهرکرد بر سر آب به نزاع پرداختند که در پی این درگیری دو نفر کشته شدند. نماینده شهرکرد گفته اتفاقات اخیر فضای استان را به‌شدت ملتهب کرده است.» همین دو خبر ۲۶ مردادماه امسال خبرگزاری مهر و ۲۸ مردادماه سال گذشته روزنامه دنیای اقتصاد نشان می‌دهد که بحران آب چه عواقب خطرناکی در حوزه اجتماعی می‌تواند به همراه داشته باشد. این مساله تنها به کشور ایران نیز اختصاص ندارد، آن‌طور که ایسنا از کتاب «آنچه بر زمین می‌گذرد» روایت کرده، ۳۰۰ منطقه در دنیا در معرض خطر نزاع بر سر آب هستند. بحرانی که نگرانی‌های امنیتی نیز می‌تواند به همراه داشته باشد. علی ساری، نماینده مردم اهواز در مجلس، ۱۴ تیرماه امسال در گفت‌وگو با خانه ملت هشدار داد «در صورت عدم توجه به مساله کمبود و مشکلات آبی این موضوع می‌تواند به بحران آب و مسائل امنیتی تبدیل شود.» با این حال آسیب‌های اجتماعی بحران آب محدود به این موارد نیست. آمارهای مربوط به تخلیه روستاها و مهاجرت نیز نشان از جابه‌جایی‌هایی دارد که کم‌آبی می‌تواند یکی از مهم‌ترین علل آنها باشد. آن‌طور که ناصر زرگر، معاون امور سرمایه‌گذاری، فرهنگی و اجتماعی معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم نهاد ریاست‌جمهوری، ۳۱ خردادماه سال گذشته آمار داده «در ۵۰ سال اخیر ۳۴ هزار روستا و آبادی در کشور تخلیه و خالی از سکنه شده است». طبق گزارش ایرنا، او گفته است: «تخلیه روستاها و پناه آوردن روستانشینان به شهرها و حاشیه‌نشینی، مشاغل کاذب را افزایش می‌دهد و موجب بروز آسیب‌های اجتماعی می‌شود.» در این مورد آمار ارائه‌شده عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی، نیز قابل توجه است. او ۲۸ مردادماه سال گذشته در نشست ستاد ملی بازآفرینی شهری اعلام کرد: «حدود ۱۸ میلیون نفر از ۵۵ میلیون نفر جمعیت شهری معادل یک‌سوم شهروندان ایران حاشیه‌نشین هستند.» ارتباط مهاجرت روستاییان و رشد حاشیه‌نشینی با بحران آب موضوعی است که کارشناسان و مسوولان مختلف بارها بر آن تاکید کرده‌اند. در صورت تداوم رویه‌های کنونی، خشکسالی امسال می‌تواند با تشدید بحران آب به افزایش تعداد جمعیت حاشیه‌نشین در کشور و تخلیه بیشتر روستاها منتهی شود. روندی که به نظر می‌رسد سال‌هاست آغاز شده و آخرین سرشماری مربوط به سال ۱۳۹۵ نیز نشان می‌دهد که جمعیت روستانشین در کشور به ۲۶ درصد رسیده درحالی‌که این میزان در سال ۱۳۹۰ حدود ۲۹ درصد بود. آمارهای مهاجرت به مقصد شهری نیز نشان می‌دهد که در سال ۹۵ حدود چهار میلیون نفر به سمت شهرها مهاجرت کرده‌اند. مساله‌ای که در سرشماری سال ۹۰ نیز وجود داشت؛ آن زمان این تعداد ۳ /۴ میلیون نفر از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده بود. با این وضعیت شاید نزاع بر سر آب، تخلیه روستاها و رشد جمعیت حاشیه‌نشین‌ها تنها بخشی از عوارض اجتماعی بحران آب باشد که تاکنون بخش‌هایی از آن بروز کرده و آسیب‌های احتمالی دیگری وجود دارند که هنوز خود را به تمامی نشان نداده‌اند. از جمله مساله تامین آب شرب که چندی است در برخی روستاها با تانکرهای سیار انجام می‌شود و حالا مسوولان برای تامین آب شرب کلانشهرها نیز نگران شده‌اند.

نگاه ما به آسمان است

111

بررسی تبعات اجتماعی و اقتصادی خشکسالی امسال در گفت‌وگو با محمد درویش

محمد درویش می‌گوید: ‌تهران از منظر «ردپای بوم‌شناختی» (ecological footprint) بدهکارترین شهر منطقه خاورمیانه است و میزان نشست زمین در این شهر تا ۳۶ سانتی‌متر در سال است. سطح آب زیرزمینی در غرب تهران که تازه یکی از مناطق خوب تهران است،‌ در حال افت تا ۱۷ متر است.

محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، با توجه به اینکه در ماه‌هایی که از سال آبی جاری گذشته میزان ریزش‌های آسمانی بسیار کم و در مناطق شرقی کشور ۹۰ درصد کمتر از میانگین درازمدت بوده، شرایط را نگران‌کننده توصیف می‌کند و می‌گوید: باید برای رویارویی با خشکسالی برنامه داشته باشیم. با توجه به اینکه مصرف‌کننده ۸۰ تا ۸۵ درصد از آب قابل استحصال کشور بخش کشاورزی است، وزارت جهاد کشاورزی مسوولیت اول را در برنامه داشتن برای خشکسالی بر عهده دارد و باید بلافاصله از کشاورزان بخواهد کشت دوم انجام ندهند و محصولات پرمصرفی مثل نیشکر، برنج، هندوانه و محصولات جالیزی را از دستور کار خارج کنند تا بتوانیم از این سال سخت عبور کنیم. او معتقد است که با وجود کاهش بارندگی در مناطق مختلف کشور، تهران با توجه به میزان جمعیتش بدترین وضعیت را دارد چون به‌شدت وابسته به سدهایی است که در اطرافش قرار دارند. سدها هم وابسته به ریزش‌های آسمانی هستند

♦♦♦

‌گزارش‌ها حاکی از کاهش ۳۲درصدی بارش‌های کشور از اول مهرماه تا ۲۹ دی‌ماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته است. به نظر شما وضعیت خشکسالی امسال در ایران چقدر وخیم است؟

بر اساس بررسی‌هایی که در طول حدود شش دهه اخیر در حال انجام است، امسال می‌تواند اصطلاحاً یک سال خشکسالی تیپیک به شمار بیاید،‌ البته تا چهارماهه نخست سال آبی. سال آبی از اول مهرماه شروع می‌شود و تا پایان شهریورماه سال بعد ادامه پیدا می‌کند. هنوز هشت ماه دیگر از این سال باقی مانده و برای قضاوت درباره کل سال آبی خیلی زود است. بر اساس برخی پیش‌بینی‌هایی که مراکز بین‌المللی انجام می‌دهند ممکن است طی دو ماه آینده وضعیت بارندگی ما به شرایط نرمال خیلی نزدیک شود و حتی در برخی موارد از شرایط نرمال هم بگذرد. بنابراین هنوز نمی‌توانیم قضاوت دقیقی داشته باشیم از اینکه وضعیت امسال از نظر ریزش‌های آسمانی واقعاً تا چه اندازه می‌تواند وخیم باشد. همین هفته پیش ارتفاع برف در برخی مناطق استان چهارمحال‌وبختیاری از یک متر هم گذشت و در ایستگاه چهلگرد به ۳ /۱ متر رسید. اصولاً در مناطق خشک و نیمه‌خشک که کشور ما هم یکی از این مناطق محسوب می‌شود،‌ نباید روی دیوار پیش‌بینی‌های هواشناسی یادگاری نوشت.

منظور از پیش‌بینی گذشتن میزان بارش‌ها از شرایط نرمال، بیشتر شدن بارش از میانگین‌هاست؟

معمولاً میانگین بارندگی کشور ما ۲۵۰ میلی‌متر است که در فصل‌های مختلف توزیع می‌شود و حدود ۹۰ درصد از آن در ۹ ماه اول سال آبی یعنی تا پایان خردادماه اتفاق می‌افتد. ممکن است در طول دو ماه آینده زمستان و سه ماه بهار میزان بارش‌ها از سهم متوسط این فصل‌ها بیشتر شود. با این حال در پاییز و یک ماهی که از زمستان گذشته میزان ریزش‌های آسمانی بسیار کم و در برخی استان‌ها به ‌ویژه در مناطق شرقی کشور ۹۰ درصد کمتر از میانگین درازمدت بوده است.

‌به نظر شما اگر این وضعیت ادامه یابد، خشکسالی امسال چه تبعاتی برای محیط زیست ایران و میزان آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها و مراتع ایجاد می‌کند؟

متاسفانه اولین بخشی که همیشه قربانی می‌شود محیط زیست است. معمولاً محیط زیست در اولویت قرار نمی‌گیرد. بیشتر از محیط زیست آب می‌گیرند و به سایر بخش‌ها می‌دهند. در نتیجه با خشکسالی محیط زیست به‌ویژه حیات وحش بیشتر از دیگر بخش‌ها آسیب می‌بیند. در شرایط خشکسالی چشمه‌های طبیعی کوهستان‌ها یا خشک می‌شوند یا اندک آب‌شان با لوله‌کشی به روستاها و جاهای دیگر منتقل می‌شود. حیات وحش هم اگر در جست‌وجوی آب و غذا به روستاها نزدیک شود، به قتل می‌رسد. اگر به ارتفاعات بروید، لوله‌های پلاستیکی مشکی‌رنگ را همه‌جا می‌بینید که برای بردن آب کشیده شده‌اند. به خاطر این لوله‌کشی‌ها، پوشش‌های طبیعی مراتع و جنگل‌ها نیز که همیشه از چشمه‌های کوهستان‌ها تغذیه می‌کنند، به ‌شدت آسیب می‌بینند و سطح رویشگاه‌های گیاهی کاهش می‌یابد و تنوع زیستی کم می‌شود. ظرفیت گرمایی ویژه مناطق نیز به‌ شدت کاهش می‌یابد؛ یعنی تمایل به بیابانی شدن افزایش می‌یابد. در این شرایط وضعیت ما نگران‌کننده است. باید برای رویارویی با خشکسالی برنامه داشته باشیم. با توجه به اینکه مصرف‌کننده ۸۰ تا ۸۵ درصد از آب قابل استحصال کشور بخش کشاورزی است، وزارت جهاد کشاورزی مسوولیت اول را در برنامه داشتن برای خشکسالی بر عهده دارد و باید بلافاصله از کشاورزان بخواهد کشت دوم انجام ندهند و محصولات پرمصرفی مثل نیشکر، برنج، هندوانه و محصولات جالیزی را از دستور کار خارج کنند تا بتوانیم از این سال سخت عبور کنیم. اما درباره آتش‌سوزی‌ها، همیشه در مواقع خشکسالی نسبت به ترسالی‌ها، آتش‌سوزی کمتر است چون ترسالی باعث افزایش گیاهان علفی یک‌ساله می‌شود، این گیاهان علفی یک‌ساله نیز اواخر خردادماه خشک می‌شوند و جنگل‌ها و مراتع را مستعد آتش‌سوزی می‌کنند.

‌به نظر شما اگر تغییر رویکرد و برنامه درستی برای مواجهه با خشکسالی نداشته باشیم، در بخش اقتصادی و به ‌ویژه فعالیت‌های کشاورزی دچار چه مسائلی خواهیم شد؟

۳۰ آبان‌ماه جلسه‌ای در مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست‌جمهوری برگزار شد که یکی از خروجی‌های فوق‌العاده تکان‌دهنده‌اش این بود که ما از ابتدای برنامه پنج‌ساله سوم تا امروز ۸۰ میلیارد مترمکعب از ذخایر آب استراتژیک تجدیدناپذیر خود را به بهانه خودکفایی در کشاورزی و ترویج صنایع پرمصرف مصرف کرده‌ایم. ما دیگر برای چنین ولنگاری‌هایی آبی در اختیار نداریم و باید به‌سرعت در این زمینه تجدیدنظر کنیم. کشور ما می‌تواند در شرایط خشکسالی به حیات خود ادامه دهد به شرط اینکه نگاهش را از آسمان تغییر دهد و انتظار نداشته باشد که آسمان همه جیره غذایی‌اش را در اختیارش قرار دهد. کشور ما باید از خام‌فروشی جدا شود و به سراغ تولید محصولات ثانویه برود. با توجه به منابع انسانی خوبی که ما در مقایسه با کشورهای همسایه داریم، این استعداد وجود دارد. ما فقط باید مدیریتی بر مبنای حکمرانی مطلوب بر کشور اعمال کنیم تا مردم این کشور را از خودشان بدانند؛ چه ایرانیانی که در داخل کشور هستند و چه ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و بیش از چند هزار میلیارد دلار سرمایه دارند، اما به دلیل عدم اطمینان حاضر نیستند سرمایه خود را به داخل کشور منتقل کنند. چگونه است که انگلیسی‌ها می‌توانند برای استحصال انرژی‌های خورشیدی در مناطق کویری ایران ۸۰۰ میلیون یورو سرمایه‌گذاری کنند و یک نیروگاه ۶۰۰مگاواتی را طراحی کنند، اما ثروتمندان ایرانی حاضر نیستند در چنین پروژه‌هایی در کشور خود که بالاترین مزیت را هم دارد سرمایه‌گذاری کنند؟ هنر مدیریت ما باید این باشد که ترس‌ها را کم کنیم و نشان دهیم دولتی قانونمدار هستیم که به شهروندان خود احترام می‌گذارد، آزادی‌های مشروع را رعایت می‌کند و جلوی برخوردهای سلیقه‌ای را می‌گیرد. در این صورت خواهیم دید که با توسعه گردشگری در حوزه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی، توسعه کسب‌وکارهای سبز، استحصال انرژی‌های نو به‌ویژه انرژی خورشیدی، بادی و زمین‌گرمایی می‌توانیم نه‌تنها مشکلات خود را حل کنیم، بلکه به قدرتمندترین کشور منطقه تبدیل شویم. یک وجب از خاک ایران به دلیل مزیت‌های ناهمتایی که داریم، مورد حسرت بسیاری از کشورهای دیگر است‌ ولی متاسفانه ما همه این مزیت‌ها را فراموش کرده‌ایم. با دنیا قهر کرده‌ایم و می‌خواهیم حتماً در کشاورزی خودکفا شویم. مدام می‌ترسیم دنیا آذوقه غذایی ما را تامین نکند. چرا باید بترسیم؟ چرا حرف حساب نزنیم و با دنیا از در آشتی وارد نشویم؟ ما هرگز نمی‌توانیم با خودکفایی در کشاورزی به توسعه پایدار برسیم

‌درباره کشاورزی بعضی از تعطیلی کشاورزی سخن می‌گویند. به نظر شما در شرایط خشکسالی و کم‌آبی چه آینده‌ای در انتظار کشاورزی ماست؟

به هیچ عنوان تعطیلی کشاورزی لازم نیست. ما می‌توانیم در حد ۲۰ میلیارد مترمکعب کشاورزی داشته باشیم. همان‌طور که در طول هزاران سال با ۷۸ هزار رشته قنات یا کاریز توانسته‌ایم کشاورزی پایدار داشته باشیم، بعد از این هم می‌توانیم. اخیراً اکولوژیست‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که اگر ما بین ۲۰ تا ۴۰ درصد از آب قابل استحصال خود را در سال مصرف می‌کردیم، هرگز به چنین بحرانی برنمی‌خوردیم و این کاری بوده که پدران ما با کاریزها انجام می‌دادند. امروز هم ما می‌توانیم کشاورزی داشته باشیم به شرط اینکه به جای اینکه برای کشاورزی سد بسازیم و طرح انتقال آب اجرا کنیم، به دانش حوزه کشاورزی اضافه کنیم و کشاورزی را از نظر نرم‌افزاری ارتقا دهیم. باید کشاورزی خود را مکانیزه کنیم و از نظر نرم‌افزاری ارتقا دهیم. نباید کاری کنیم که بیش از شش برابر حد مجاز ضایعات در بخش کشاورزی داشته باشیم. این ضایعات به دلیل نداشتن سردخانه، کم‌دانشی کاربران، روش‌های نادرست بسته‌بندی و روش‌های غیراصولی انبار و حمل‌ونقل است. برای اصلاح این موارد به دانش و سرمایه‌گذاری نیاز داریم. ما به دلیل ضایعات بخش کشاورزی در این بخش سالانه ۷ /۲۶ میلیارد مترمکعب آب هدر می‌دهیم. این میزان آب سه برابر بیشتر از مجموع آب شرب مورد نیاز ۸۰ میلیون ایرانی در طول یک سال و بیشتر از نصف ظرفیت هزار سدی است که در کشور داریم.

با خشکسالی امسال در بخش صنعت چه آسیب‌هایی ایجاد خواهد شد و چه تغییر رویکردی لازم است در این بخش صورت بگیرد؟

کل آبی که در بخش صنعت مصرف می‌شود بین شش تا هشت درصد و تقریباً معادل همان میزان آبی است که در بخش شرب استفاده می‌شود. اما نکته‌ای که معمولاً کاربران بخش صنعت با مهارت و زیرکی از مسوولیت آن شانه خالی می‌کنند این است که پساب ناشی از فعالیت‌های صنعتی به‌شدت آلوده‌کننده است؛ یک لیتر پساب کشاورزی شاید حداکثر ۱۰ لیتر آب شرب را آلوده کند، اما یک لیتر پساب صنعتی می‌تواند هزاران لیتر آب شرب را آلوده کند. بنابراین نقش صنعت در مدیریت مصرف آب هم بسیار مهم است و حتماً باید در رویکردهای این بخش تجدیدنظر شود. فولاد،‌ اتم، لاستیک، سفال و آهن از جمله پرمصرف‌ترین صنایع آب‌بر در جهان هستند و ما کلکسیونی از پرمصرف‌ترین صنایع جهان را در کشور مستقر کرده‌ایم. در مقابل نیز به صنعت گردشگری، صنایع های‌تک و صنایع استحصال انرژی‌های خورشیدی، بادی، زمین‌گرمایی و جزرومدی که کمترین نیاز به آب را دارد کمترین توجه را کرده‌ایم. واقعاً عجیب است. گاهی اوقات آدم می‌گوید اگر مغول‌ها به این کشور حمله کرده بودند و می‌خواستند کشور را نابود کنند، همین استراتژی را در پیش می‌گرفتند که ما الان در پیش گرفته‌ایم و به دست خودمان داریم کشورمان را نابود می‌کنیم.

‌با توجه به اینکه بین مناطق مختلف کشور از نظر میزان بارش تفاوت‌های بسیاری وجود دارد، خشکسالی که ما در آن به سر می‌بریم بیشتر به کدام مناطق کشور آسیب وارد می‌کند؟

از نظر بارندگی، در حوضه آبخیز سرخس و همچنین حوضه آبخیز منطقه سیستان، خراسان جنوبی امسال بدترین وضعیت ممکن را دارد. بعد از آن مناطقی از ایران مرکزی قرار دارد که آنجا هم میانگین ریزش‌های آسمانی تا ۶۴ درصد کاهش پیدا کرده. بعد سواحل خلیج‌فارس و دریای عمان قرار دارد. پس از آن حوضه آبخیز دریاچه ارومیه است. بعد هم حوضه‌های آبخیز منتهی به دریای مازندران قرار دارند که نسبت به سایر حوضه‌های کشور وضعیت بارندگی بهتری داشته‌اند. اما با توجه به میزان جمعیت، تهران بدترین وضعیت را دارد چون به ‌شدت وابسته به سدهایی است که در اطرافش قرار دارند. سدها هم وابسته به ریزش‌های آسمانی هستند. ما حدود ۲ /۱ میلیارد مترمکعب در تهران آب مصرف می‌کنیم و حدود یک میلیارد مترمکعب یعنی ۸۰ درصد از این مقدار صرف آب شرب می‌شود. در کل کشور معمولاً حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد آب برای بخش کشاورزی مصرف می‌شود و آب شرب هشت درصد است،‌ ولی در تهران، اصفهان، مشهد و تبریز این رقم‌ها برعکس است. اگر امسال تغییری در ریزش‌های آسمانی رخ ندهد، سال آینده از نظر پدافند غیرعامل وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای در کلانشهرها خواهیم داشت. این می‌تواند زنگ خطری باشد که اجازه ندهیم شهرهایی با جمعیت بیشتر از سه میلیون نفر در کشور به وجود بیاید. تشکیل چنین شهرهایی یک خطای راهبردی بوده است. حتی در کشورهایی مثل آلمان، اتریش و انگلستان و کانادا که از نظر آب بهره‌مند هستند، به‌ندرت شهری می‌بینیم که بیش از سه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. در حال حاضر تهران از منظر «ردپای بوم‌شناختی» (ecological footprint) بدهکارترین شهر منطقه خاورمیانه است و میزان نشست زمین در این شهر تا ۳۶ سانتی‌متر در سال است. سطح آب زیرزمینی در غرب تهران که تازه یکی از مناطق خوب تهران است،‌ در حال افت تا ۱۷ متر است ولی ما با ساخت‌وسازهای انبوه در منطقه وردآورد و چیتگر در حال سرعت دادن به نابودی آنجا هستیم. در این وضعیت من برای تهران بسیار نگرانم. امیدوارم همان شیوه‌ای که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پیش گرفته جواب بدهد؛ ایشان از مردم خواسته دعا کنند باد و باران بیاید تا مشکلات مدیریتی ایشان حل شود.

‌سال آینده خشکسالی به کدام اقشار بیشترین فشار اقتصادی را وارد می‌کند و این موضوع چه حاشیه‌هایی برای دولت ایجاد خواهد کرد؟

طبیعتاً روستانشینان به‌شدت آسیب‌پذیرند و این خشکسالی می‌تواند به بحران مهاجرت از روستاها دامن بزند و به ابعاد حاشیه‌نشینی در شهرها اضافه کند. سال ۱۳۵۶ کل تعداد حاشیه‌نشینان ما ۶۰۰ هزار نفر بودند و در آن زمان می‌گفتند همین ۶۰۰ هزار نفر یک بحران جدی در تهران و در خوزستان ایجاد کرده‌اند. سهم عمده‌ای از آن حاشیه‌نشینی هم به‌خاطر ساخت سد دز و سد امیرکبیر بود. همین حالا ما ۱۸ میلیون حاشیه‌نشین داریم و ۳۴ هزار روستای ما تخلیه شده‌اند. خشکسالی‌های مضاعف باعث می‌شود روند تخلیه روستاها به‌ شدت افزایش پیدا کند و روستاییان ما چاره‌ای نداشته باشند جز پناه بردن به حاشیه شهرها. این افراد هیچ روشی برای تامین معیشت پایدار خود ندارند و متاسفانه یا درگیر قاچاق مواد مخدر و معضلات این‌چنینی خواهند شد یا درگیر تالمات روحی و افسردگی که هر دو حالت هزینه‌های اجتماعی بسیار زیادی ایجاد می‌کند.

‌تداوم خشکسالی در صورت تغییر نکردن رویکرد مدیران، چه زیان‌های اقتصادی برای ما به دنبال دارد؟

ما سالانه تا ۱۷ هزار میلیارد تومان خسارت خشکسالی می‌دهیم. دولت محصولات کشاورزان را خرید تضمینی می‌کند و اگر بر اثر خشکسالی کشاورزها با بحران روبه‌رو شوند، برای اینکه وضعیت معیشتی‌شان با مشکل جدی مواجه نشود، مجبور است به آنها کمک‌های بلاعوض بدهد. در شرایط خشکسالی این کمک‌های بلاعوض تا ۱۷ هزار میلیارد تومان می‌رسد. البته در سال‌های ترسالی نیز به سبب وقوع سیل و آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع، در همین حدود خسارت ترسالی می‌دهیم.

‌کشورهای دیگری هم در منطقه ما درگیر کاهش بارش هستند. این کشورها از نظر رویکرد اقتصادی چه تفاوتی با ما دارند که کمتر تحت تاثیر خشکسالی قرار می‌گیرند؟

یکی از این کشورها ترکیه است. آب قابل استحصال ترکیه در یک سال ۲۴۰ میلیارد مترمکعب است. ایران در سال ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب قابل استحصال دارد و حتی گفته می‌شود الان این میزان به ۸۰ تا ۸۸ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است. ترکیه کمتر از نصف ایران مساحت دارد، اما تقریباً سه برابر ایران آب قابل استحصال دارد.  این کشور یک و نیم برابر درآمد فروش نفت ایران از گردشگری درآمد کسب می‌کند. در این شرایط اگر در ترکیه خشکسالی هم شود،‌ باز برای تامین صنعت گردشگری‌اش همیشه آب دارد. مثال دیگر امارات متحده عربی است که شرایط بسیار سخت‌تری از نظر خشکسالی تجربه می‌کند و آب شرب مردمش را هم با تکنیک‌های آب‌شیرین‌کن و نمک‌زدایی تامین می‌کند. این کشور سال گذشته ۱۴ میلیارد دلار درآمد از گردشگری داشت در حالی ‌که ما ۳ /۱ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشتیم. چرا آنها نگران خشکسالی و کمبود آب نیستند؟ به این دلیل که بر اساس تجارت، صنایع های‌تک و گردشگری درآمد کسب می‌کنند، ولی ما می‌خواهیم بر اساس تعداد دام، میزان باغ‌ها و تولید سیب، میزان تولید آهن و خودروسازی مونتاژ که حتی استعداد عرضه آنها در بازارهای جهانی را نداریم، کسب درآمد و تولید اشتغال داشته باشیم که همه بر پایه آب هستند. آنچه به کشور ما آسیب وارد می‌کند همین رویکرد نادرست است. اصولاً نگاه ما به آسمان است و با وجود پیشرفت‌های تکنولوژیک در جهان، نگاه ما با پنج هزار سال قبل تفاوتی نکرده و هنوز همان نگاه کشاورزی سنتی سابق را داریم

http://www.tejaratefarda.com

 

 

About the author